مروری بر وقایع سیاسی ایران در سال 2020 ؛ سال سیاه
کد خبر: ۶۰۶۶۹۵
تاریخ انتشار: ۱۳ دی ۱۳۹۹ - ۰۹:۰۳
«سال سیاه» بهترین وصفی است که از ۲۰۲۰ می‌توان کرد. از شیوع ویروس منحوس کرونا و داغ‌هایی که به جانمان گذاشت گرفته تا هزار رویداد تلخ و قابل تامل دیگر.
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :

در این وجیزه اما صرفا برخی وقایع مهم سیاسی که تاثیر آن به سال بعد و سال‌های بعدتر خواهد رسید، را مرور می‌کنیم. از ترور گرفته تا سقوط و اعدام و انفجار و تحریم و … .

سال ترور

۲۰۲۰ را در ایران می‌توان «سال ترور» هم نامید. ترور سردار سلیمانی در ابتدای سال و ترور محسن فخری‌زاده دانشمند هسته‌ای کشورمان در اواخر سال از جمله‌ مهم‌ترین رویدادها و اثرگذارترین آن در عرصه سیاست خارجی ایران بود.
کسی باورش نمی‌شد اما بامداد سیزدهم دی ماه سال ۹۸ مصادف با سوم ژانویه ۲۰۲۰ بود که خبر رسید، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران شهید شده است. ایران و حتی دنیا در بهت فرو رفت. تصور نمی‌شد که در وضعیتی غیرجنگی، یک مقام رسمی مورد ترور قرار بگیرد اما آمریکایی‌ها این کار را هم کردند. دونالد ترامپ سرفرازانه مسوولیت این جنایت را به عهده گرفت و معلوم شد که حمله هوایی آمریکا به دو خودرو در نزدیک فرودگاه بین‌المللی بغداد منجر به شهادت قاسم سلیمانی، ابومهدی المهندس از فرماندهان حشد شعبی و ۹ تن دیگر از همراهان آنان شده است.
این ترور تبعاتی داشت و زمینه وقوع رخدادهای ناگواری بود که به آن اشاره خواهیم کرد. قبل از آن اما باید متذکر شد که «سال سیاه» همچنان‌که با ترور آغاز شده بود، با ترور هم تمام شد.
محسن فخری‌زاده‌مهابادی معاون وزیر دفاع ایران و سردار سپاه که ریاست سازمان پژوهش‌های نوین دفاعی را نیز برعهده داشت، روز ۷ آذر ۱۳۹۹ مصادف با ۲۷ نوامبر ۲۰۲۰ و در آستانه سالگرد شهادت شهدای هسته‌ای ترور شد. مسوولیت این جنایت را کسی یا دولتی به عهده نگرفت اما نیویورک‌تایمز در گزارش ۲۷ نوامبر خود از قول سه مقام آمریکایی (یک مقام رسمی و دو افسر اطلاعاتی) نقل کرد: «اسراییل پشت حمله به (این) دانشمند بوده.» چند روز بعد یعنی در سوم دسامبر نیز یک مقام ارشد دولت آمریکا به شبکه خبری سی‌ان‌ان گفت که اسراییل پشت ترور دانشمند ارشد هسته‌ای ایران است و فخری‌زاده «مدت‌ها زیر نظر اسراییلی‌ها بود» اما وی درباره اینکه آمریکا از جزئیات حمله مطلع بوده یا خیر اظهارنظری نکرد.
یک مقام رسمی ارشد اسراییل که سال‌ها مشغول ردگیری محسن فخری‌زاده بود نیز چند روز بعد از ترور او در مصاحبه‌ای با نیویورک‌تایمز اعلام کرد جهان باید از اسراییل به خاطر کشتن فخری‌زاده تشکر کند.
یادآوری می‌شود که بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر اسراییل پس از ترور فخری‌زاده در پیامی ویدئویی گفت: «طی هفته اخیر کارهایی انجام دادم که نمی‌خواهم شما را از همه آنها مطلع کنم. این برای شماست، شهروندان اسراییل، برای کشورمان، این هفته دستاوردها بود و بیشتر هم خواهد شد.»

انتقام سخت

بدیهی است که اقدام جنایت‌آمیزی مثل ترور آثار و تبعات بسیاری خواهد داشت. ترور سردار سلیمانی و محسن فخری‌زاده نیز از این قاعده مستثنی نبود. در تشریح آثار مورد اشاره اما اول از همه باید به تشییع و استقبال گسترده مردم از پیکر سردار سلیمانی گفت؛ تشییعی که مع‌الاسف با اتفاق تلخ دیگری همراه شد. ۵۶ نفر از هموطنانمان در جریان مراسم تشییع، جان خود را از دست دادند و ایران از این واقعه متاثر شد.
بعد از آن اما اتفاقات بد و تلخ‌تری هم افتاد. پرواز شماره ۷۵۲ هواپیمایی اوکراینی که هشتم ژانویه از فرودگاه امام خمینی برخاسته بود و همه ۱۷۶ سرنشین آن ‌که عموما جوان و نخبه بودند، بعد از تحمل ترس و رنجی که تصورش هم سخت است، جان سپردند.
این فاجعه فراموش‌نشدنی درست صبح همان روزی رخ داد که ایران در راستای تحقق مطالبه عمومی «انتقام سخت»- مطالبه‌ای بعد از ترور سردار سلیمانی مطرح شد- به پایگاه نیروهای آمریکایی در عراق حمله موشکی کرد. (لازم به تاکید است که کنار هم قرار دادن این دو موضوع صرفا از باب همزمانی است و نه برقراری ارتباط علت و معلولی یا …)
نیروی هوافضای سپاه پاسداران در ساعت ۱:۲۰ دقیقه بامداد ۱۸ دی مصادف با هشتم ژانویه، در عملیاتی با عنوان رسمی عملیات شهید سلیمانی، شماری از موشک‌های بالستیک خود را از کرمانشاه به مقصد پایگاه عین‌الاسد در استان الانبار عراق و پایگاهی در اربیل که محل استقرار نیروهای آمریکایی بود روانه کردند. این حمله پاسخی به اقدام جنایت‌کارانه آمریکا بود و خساراتی قابل توجه به بار آورد؛ خساراتی که آمریکایی‌ها و شخص ترامپ ترجیح دادند آن را انکار کنند. از همین رو بود که پنتاگون از کشته نشدن هیچ آمریکایی در این حمله خبر دارد و مقامات امنیتی عراق نیز اعلام کردند که نیروهای این کشور تلفات نداشته‌اند. رییس‌جمهور آمریکا در سخنرانی رسمی خود مدعی شد که هیچ‌یک از نیروهای آمریکایی یا عراقی در این حمله آسیبی ندیده‌اند. او همچنین آسیب‌های وارده به تاسیسات و ساختمان‌ها را ناچیز دانست. رویترز نیز گزارش داد که براساس ارزیابی‌های اطلاعاتی، ایران به‌طور عمدی طوری هدف‌گیری کرده بود که نیروهای آمریکایی را مورد اصابت قرار ندهد.

مشاجره در خلیج‌فارس

روحیه ماجراجویانه ترامپ سبب شد که چندین بار شاهد تقابل و بالا گرفتن مشاجره بین ایران و آمریکا باشیم. یکی از این موارد اما در آوریل ۲۰۲۰ یعنی اردیبهشت ۹۹ مشاهده شد. همان وقتی که چند قایق تندروی ایران در نزدیکی یک ناوگروه آمریکایی مستقر در خلیج‌فارس ویراژ دادند و ترامپ نیز در واکنش به آن اعلام کرد که به نیروهای نظامی کشورش دستور داده تا در صورت مزاحمت قایق‌های نظامی ایران به آنها شلیک کنند.
بدیهی بود که چنین تهدیدی از سوی ایران بی‌پاسخ نمی‌ماند و بگومگو شروع شد. سرلشکر سلامی، فرمانده کل سپاه با تاکید بر پاسخ «قاطع، موثر و سریع» به اقدام احتمالی آمریکا گفت که او نیز متقابلا دستور مشابهی به نیروهای ایرانی داده تا در صورت «مخاطره» از سوی شناورهای نظامی آمریکا به آن شلیک کنند.
سخنگوی دولت گفت: «ما هر اقدامی که علیه امنیت ملی ما صورت بگیرد را پاسخ خواهیم داد اما هیچ‌گاه به دنبال پیش‌دستی در این زمینه و ایجاد تقابل نیستیم.» عباس موسوی سخنگوی وقت وزارت امور خارجه نیز از احضار سفیر سوییس خبر داد و چند هفته‌ای شاهد مشاجره لفظی بین مقامات ایران و آمریکا بودیم.

تقابل در کارائیب

وجه دیگری از تقابل ایران و آمریکا در جریان فروش نفت ایران به ونزوئلا مشاهده شد؛ اقدامی که آمریکایی‌ها را به قدری عصبانی کرد که ناو جنگی خود را راهی کارائیب کنند. در واقع ایران با اعزام نفتکش‌های فورچون، پتونیا، فارست، فاکسون و کلاول به ونزوئلا، آمریکا و تحریم‌های آن که علیه هر دو کشور ایران و ونزوئلا اعمال شده است را به چالش کشید.
آمریکا که اقدام ایران و پهلو گرفتن نفتکش‌ها در بنادر ونزوئلا را تحقیر خود و پیروزی قابل توجهی برای ایران تلقی می‌کرد، تعدادی از رزم‌ناوهای خود را به مسیر حرکت این نفتکش‌ها گسیل کرده تا مانع از رسیدن آنان به مقصد شود؛ اقدامی توام با ناکامی که نتیجه‌ای بیش از کاهش اعتبار ترامپ و دولتش نداشت.
از جمله تلاش‌های ایران برای حصول این نتیجه اما آن بود که محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه کشورمان با ارسال نامه‌ای به «آنتونیو گوترش» دبیرکل سازمان ملل نسبت به تحرکات آمریکا در اعزام نیروی دریایی به منطقه کارائیب با نیت مداخله و ایجاد اختلال و مزاحمت در امر انتقال سوخت ایران به ونزوئلا هشدار داد.
هشدار‌های سیاسی به اضافه هشدار‌های مستقیم و غیرمستقیم نظامی از جمله در تیررس بودن ۳۷ پایگاه نظامی ثابت، ۷۰ پایگاه نظامی شناور و ۵۰ هزار نیروی آمریکا در منطقه غرب آسیا، سبب شد که آمریکایی‌ها دریابند عزم ایران برای دادن پاسخ قاطع به آمریکا در صورت ایجاد هرگونه مزاحمت برای پنج نفتکش ایرانی عازم ونزوئلا، جدی است. به این ترتیب در نیمه اول خردادماه سال جاری، پنج نفتکش ایرانی یک به یک به سواحل ونزوئلا رسیدند و پالایشگاه ونزوئلا مشغول سوخت‌گیری از نفتکش‌های ایرانی شد. آمریکایی‌ها نیز با وجود خط و نشان کشیدن‌های اولیه، جرات انجام هیچ‌گونه اقدام ایذایی را علیه نفت‌کش‌های ما نکردند. تنها کاری که آمریکا توانست انجام دهد همان بود که پنج ناخدای ایرانی نفتکش‌های حامل سوخت ایران به ونزوئلا را تحریم کرد.

رویارویی در آسمان بیروت

وجه دیگری از تقابل بین ایران و آمریکا در سال ۲۰۲۰ روز ۲۳ ژوئیه یعنی دوم مرداد و بر فراز آسمان سوریه مشاهده شد؛ همان هنگام که دو جنگنده آمریکایی اف ۱۵ با رفتاری مخاطره‌آمیز به پرواز ۱۱۵۲ هواپیمایی ماهان نزدیک شد. مسافران این پرواز شب سختی را گذرانده و بعد از توقفی کوتاه در بیروت به کشور بازگردانده شدند.
ایران فورا موضوع را به شورای امنیت سازمان ملل و شورای سازمان بین‌المللی هوانوردی غیرنظامی گزارش داد و ایالات متحده را به نقض مقررات بین‌المللی متهم کرد. در مقابل، ارتش آمریکا با صدور بیانیه‌ای بر رعایت شدن همه جوانب احتیاطی در عملیات رهگیری هواپیمای ایرانی تاکید کرد.
فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا اعلام کرد که هواپیمای ماهان به منطقه تنف سوریه- منطقه‌ای در مجاورت پایگاه محل استقرار نیروهای آمریکایی در مرز مشترک سوریه، عراق و اردن- نزدیک شده و دو جنگنده در حال گشت‌زنی آمریکا نیز بعد از بی‌پاسخ ماندن تماس‌شان با خلبان هواپیما برای شناسایی و با رعایت فاصله امن به هواپیما نزدیک می‌شوند.
خلبان هواپیما اما ادعای بی‌پاسخ ماندن تماس آمریکایی‌ها را رد کرد و گفت که با آنان صحبت کرده و از بیم جنگنده‌ها ناگزیر به تغییر ارتفاع شده است؛ اقدامی که موجب جراحت برخی مسافران شد.

باز هم خطای انسانی

ماه می ‌‌سال ۲۰۲۰ هم در ایران بدون حادثه نبود. ۲۱ اردیبهشت امسال مصادف با ۱۰ می‌۲۰۲۰ بود که ناوچه کنارک در حین تمرین دریایی دچار حادثه شد. ناوچه کنارک نیروی دریایی ارتش توسط ناوچه جماران به اشتباه مورد هدف قرار گرفته بود. این دومین خطای انسانی در سال ۲۰۲۰ بود و بازتاب گسترده‌ای در سطح رسانه‌ها و فضای مجازی داشت. خطای انسانی نخست در جریان اصابت موشک با هواپیمای اوکراینی صورت گرفته بود. در آن رویداد دردناک نیز بعد از وقفه زمانی قابل تاملی از سوی ستاد کل نیروهای مسلح اعلام شد که « بر اثر بروز خطای انسانی و به صورت غیرعمد، هواپیمای مسافربری اوکراینی مورد اصابت قرار گرفته که متاسفانه موجب به شهادت رسیدن جمعی از هموطنان عزیز و جان باختن تعدادی از اتباع خارجی شد.»
در حادثه ناوچه کنارک گفته می‌شد که این ناوچه مامور انتقال هدف در محدوده آتش و تست موشک کروز بوده و پس از انجام ماموریت خود به دلیل نداشتن فاصله کافی از هدف، مورد اصابت موشک شلیک شده از ناوچه جماران قرار گرفته است.
پس از این حادثه تیم‌های امداد و نجات دریایی در فاصله کوتاه در محل حضور یافته و مجروحان و شهدا را از شناور تخلیه و به مراکز درمانی منتقل کردند.

حادثه در نطنز

یکی دیگر از رخدادهای بسیار مهم در ۲۰ ژوئیه ۲۰۲۰ و در مجتمع شهید احمدی روشن صورت گرفت. یک انفجار یا آتش‌سوزی در تاسیسات هسته‌ای نطنز در شمال استان اصفهان که یکی از مهم‌ترین سایت‌های غنی‌سازی اورانیوم ایران به حساب می‌آید. از اولین ساعات وقوع این حادثه و حتی قبل از آن، برخی منابع رسانه‌ای که عمدتا مرتبط با رژیم صهیونیستی بودند جریان خبری مربوط به دست داشتن رژیم صهیونیستی در این حادثه را آغاز کردند و گزاره‌های مختلفی چون حمله هوایی به این مجتمع از سوی جنگنده‌های اف۱۶ و اف۳۵، انجام عملیات ویژه، خرابکاری صنعتی و… را با درونمایه «قدرتمندنمایی» رژیم صهیونیستی مطرح کردند. اگرچه رسانه‌های رژیم صهیونیستی و غربی از ابتدای وقوع حادثه، فعالیت گسترده‌ای را برای پوشش خبری و تحلیلی این رخداد و مرتبط کردن آن به توان اطلاعاتی و عملیاتی اسراییل آغاز کردند لیکن مقامات رسمی این رژیم رویکرد کاملاً متفاوتی را در پیش گرفتند.بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی از اظهارنظر شفاف در خصوص دخالت این رژیم در حادثه سایت نطنز خودداری کرد و صرفا به بیان گزاره کلی «ما نمی‌توانیم اظهارنظری روشن در این خصوص داشته باشیم»، اکتفا کرد.
جان بولتون مشاور اخراجی امنیت ملی کاخ سفید که همواره رویکردی ضدایرانی داشته است، از وقوع حادثه در سایت هسته‌ای نطنز ابراز خرسندی کرد و گفت شاید عوامل آن بتوانند در کره‌شمالی هم این کار را انجام دهند.

ناکامی آمریکا در شورای امنیت

انزوا و ناکامی آمریکا در شورای امنیت سازمان ملل از دیگر اتفاقات مهم سال ۲۰۲۰ و از معدود اتفاقات خوشایند این سال برای ایران بود. دونالد ترامپ که همه سعی خود را کرد تا با اعمال سیاست فشار حداکثری ایران را به زانو درآورد، خواست که مکانیسم ماشه را هم فعال کرده و قطعنامه‌های شورای امنیت علیه ایران را بازگرداند.
این رویای ترامپ محقق نشد زیرا اعضای شورای امنیت سازمان ملل متحد به قطعنامه ارائه شده از سوی آمریکا که به دنبال تمدید تحریم‌های تسلیحاتی ایران بود، رای ندادند.
در رای‌گیری شورای امنیت تنها جمهوری دومینیکن با آمریکا همراهی کرد و کشورهای آلمان، فرانسه، بریتانیا، بلژیک، اندونزی، آفریقای جنوبی، استونیا، نیجر، تونس، ویتنام، سنت وینسنت و گرنادین‌ به این قطعنامه رای ممتنع دادند و چین و روسیه هم رای منفی دادند. دولت روحانی این نتیجه را به پای هنرمندی و کارکشتگی تیم دیپلماسی خود نوشت. این تحلیل چندان هم غلط نیست اما کارشناسان و متخصصان حوزه سیاست خارجی این نتیجه را بیش‌تر در نتیجه سیاست‌های بین‌المللی ترامپ و تقابل او با دنیا می‌دانند.

از انتخابات تا دیپلماسی

یکی دیگر از رخدادهای سیاسی قابل توجه و مهم در بازه زمانی سال ۲۰۲۰، برگزاری انتخابات مجلس یازدهم بود. این انتخابات از جهات مختلف حائزاهمیت بود و اثرگذار. اول از همه اینکه بعد از رد نشدن بسیاری از نیروهای جریان اصلاح‌طلب از فیلتر دستگاه‌های نظارتی، میزان مشارکت به شکل قابل توجهی افول و این انتخابات را از حیث میزان مشارکت مردمی بی‌سابقه کرد.
در چنین وضعیتی پارلمان ایران به تسخیر نیروهای سیاسی جریان اصولگرا و بعضا تندرو درآمد و در ماه‌های بعد، تبعات این تغییر نیز مشاهده شد. آن اقلیتی که در مجلس قبل برجام را آتش می‌زدند، تبدیل به اکثریت شده و هر طور که خواستند تاختند. از احضار یک به یک وزرا و به چالش کشیدن دولت گرفته تا اهانت به وزیر خارجه و رییس‌جمهور. فقط اما به اینجا ختم نشد و دیدیم که مجلس محترم در ماه‌های ابتدایی فعالیت خود پا در کفش دیپلماسی هم کرد و طرحی ارائه کرد که دولت را ناگزیر به خروج از برجام کند. آقایان و خانم‌های مجلس‌نشین نام طرح را اقدام راهبردی برای لغو تحریم‌ها گذاشتند. خیلی زود آن را تصویب کرده و به تایید شورای نگهبان نیز رساندند. صدای مخالفت دولت و کارشناسان حوزه سیاست خارجی نیز به جایی نرسید و آقای رییس مجلس در ابلاغ قانون نیز از رییس‌جمهور جلو زد. طرح مورد بحث دولت را ملزم کرده است که اگر ظرف دو ماه بعد از ابلاغ قانون، تحریم‌ها علیه ایران لغو نشده بود، از برجام خارج شود! طراحان و حامیان این ایده که اکنون تبدیل به قانون شده است دلیل خود را افزایش قدرت چانه‌زنی دولت در مواجهه با غربی‌ها اعلام کردند اما خودشان نیز خوب می‌دانند که دو ماه مهلت تعیین شده قبل از آنکه جو بایدن بتواند در قامت رییس‌جمهور آمریکا اقدام خاصی انجام دهد، تمام خواهد شد. در این شرایط خروج ایران از برجام نه‌تنها منجر به افزایش قدرت چانه‌زنی نشده بلکه بایدن و همکارانش که قصد برگشت به برجام را دارند هم، به چالش خواهد کشید.

احتمال تصویب FATF

اواخل سال ۲۰۲۰ نیز با یک خبر خوب دیگر در ایران همراه شد. چهاردهم نوامبر بود که لعیا جنیدی معاون حقوقی رییس‌جمهوری از موافقت رهبر معظم انقلاب با درخواست دولت برای تمدید مهلت بررسی لوایح «اف‌ای تی اف» در مجمع تشخیص مصلحت نظام خبر داد. مدت‌ها بلاتکلیفی و بعد هم خروج این لوایح از دستور کار مجمع تشخیص مصلحت نظام امیدها به تصویب آن را از بین برده بود اما بعد از انتشار خبر فوق یک بار دیگر این احتمال مطرح شد که مقامات تصمیم‌گیرنده در ایران در این خصوص انعطاف بیشتری به خرج داده و مسیر تعاملات مالی و بانکی ایران و دیگر کشورهای جهان را هموار کنند. این موضوع هنوز تعیین‌تکلیف نشده و موافقان و مخالفان FATF نیز در هفته‌های اخیر یک رویارویی جدی در فضای رسانه‌ای را تجربه‌ کرده‌اند.

نام:
ایمیل:
* نظر:
ببینید
پیشنهاد ویژه
آخرین اخبار