کد خبر: 747770
تاریخ انتشار :

پیاده شدن از قطار امیدواری بارسلونا!

بازی دیشب برابر اتلتیکو نشان داد که هواداران بارسا باید خیلی محتاطانه‌تر در مورد جشن‌های قهرمانی در انتهای فصل فکر کنند.

پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :

به گزارش "ورزش سه"، هر از گاهی چنین بازی‌هایی پیش می‌آید. جلوی تلویزیون می نشینی بدون اینکه بدانی چه چیزی در انتظارت است. زودتر از همیشه رسیده‌ای، چون بازی بارسا و اتلتیکو معمولاً نوید یک شب بزرگ می‌دهد. در مقدمات بازی، هر جزئیاتی به کار می‌آید. همه‌چیز ناب است. هیچ چیز اضافی نیست. چه هیجانی.

در پنج دقیقه، اتلتیکو دو بار پیش افتاده. در دقیقه بیست، بارسا بازی را به تساوی کشانده. حس لذت‌بخش تصویر کوبارسی اضافه می‌شود؛ او که نیمی از زمین را طی کرد و با چهره‌ای شاد، نشان باشگاه را بوسید. در واقع، این مدافع میانی که تازه اولین گلش را با پیراهنی که عاشقش است زده، این لحظه را عمیقاً حس می‌کند.

در ورزشگاه، همه بارسایی‌ها این حس را شریکند. جو استثنایی شده. حسی از خلسه جمعی وجود دارد که هر حرکتی را ممکن می‌سازد. جریان بازی آن‌قدر قوی است که یادآور بارساهای پرشکوه گذشته می‌شود. اینیگو مارتینز با گلی کلاسیک از روی کرنر، موقتاً پرده را پایین می‌کشد. این همان کاری است که مدافع باسکی همیشه انجام می‌داد، و فلیک که آلمانی است، باعث شده بازی هوایی دوباره به نقطه قوت تیم بلوگرانا تبدیل شود.

این نمایش آن‌قدر پرمحتواست که نیاز به استراحتی مثل فیلم‌های قدیمی چهار ساعته دارد: مکثی لازم است تا احساسات تجربه‌شده را هضم کنی و خودت را برای آنچه در راه است آماده کنی.

نیمه دوم دوباره معده‌ها، قلب‌ها و ذهن‌ها را به هم می‌ریزد. بارسا با ریتم پدری می‌رقصد و گل دیگری می‌زند، اما برتری دو گله برای اتلتیکویی که انگار مال سیمئونه نیست، بلکه متعلق به پسرعموی جاه‌طلبش است که ظاهراً در وجود او ساکن شده، کافی نیست. نمایش با نتیجه ۴-۴ تمام می‌شود؛ نتیجه‌ای غیرمعمول، مثل تجربه‌ای که از سر گذراندی. بازیکنان اتلتیکو سرخوش می‌روند و بلوگراناها ناامید، اما در هوا حس یک شب کوپا دل ری بی‌نظیر شناور است. و جرقه‌ای که با گذر روزها به کابوس تبدیل می‌شود، چون بازی برگشتی هم در راه است.

در این نقطه، آدم نمی‌داند چه کند. همیشه به خوش‌بین‌های افراطی تقریباً به اندازه آدم‌های مضطرب بدبین بودم. وقتی در دوران کرونا می‌گفتند پاندمی ما را بهتر می‌کند، زبانم را گاز می‌گرفتم تا حال آن مشتاقان تحمل‌ناپذیر را خراب نکنم. با بارسا هم، شاید به خاطر گذر سال‌ها، همین حس را دارم. واضح است که بارسا هیجان‌انگیز است، من خودم سوار قطار امید شده‌ام، اما از کسانی که دقایقی بعد از قرعه‌کشی چمپیونزلیگ با افتخار گفتند هتل در مونیخ، محل فینال، رزرو کرده‌اند، ناراحت شدم؛ بیشتر به این خاطر که نزدیک به ده سال است جام اروپا را نبرده‌ایم.

مهار کردن این شادی یعنی احترام به حریفان، اما مهم‌تر از آن، احترام به رنج‌هایی که در فصل‌های اخیر کشیده‌ایم. به یاد آوردن سختی‌ها، و پنهان نکردن آن‌ها انگار که وجود نداشته‌اند، به موفقیت‌های آینده ارزش بیشتری می‌دهد، چون نشان می‌دهد بازگشت به مسیر شادی با تلاش و هم‌گرایی عوامل زیادی به‌دست آمده که اصلاً اتفاقی نبوده‌اند.

یک قانون نانوشته وجود دارد، نباید پیش از بازی، خودت را پیروز بدانی. بازی دیشب، که هم فوق‌العاده بود و هم پندآموز، گواه این حرف است.

 

دیدگاه تان را بنویسید

 

نیازمندی ها

پیشنهاد ما

نیازمندی ها