حافظی: استاندارد نیترات را تغییر دادند تا بگویند آب آلوده نیست/شهرداری نمیداند چقدر بدهکار است/عضو جبهه پایداری نیستم
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :
از او همچنین درباره انتخابات پرحاشیه هیات رییسه شورای شهر پرسیدیم. علاوه بر اینها، حافظی، همیشه یکی از نزدیکان دولت محمود احمدی نژاد محسوب می شده است. چه اینکه هم معاون وزیر بهداشت در دولت نهم بوده و هم رییس تامین اجتماعی در دولت دهم. در انتخابات شورای شهر هم در لیست جبهه پایداری قرار داشت. درباره مناسبات سیاسی اش هم گفتگو کردیم.
گفتگوی خبرآنلاین با رییس کمیسیون سلامت، محیط زیست و خدمات شهری را می خوانید؛
امسال، بی آبی به بحرانی جدی بدل شد که مشکلات ناشی از آن تهرانی ها را تهدید می کند، نمونه بارزش هم گرد و خاک بی وقت در تهران و یا هجوم مگس های سفید یا افزایش احتمال آبیاری محصولات کشاورزی با فاضلاب است. اگر وضعیت کنونی به همین روال ادامه یابد به نظر شما چه بلایی سر پایتخت نشینان می آید؟
موضوع کم آبی یک موضوع جهانی است و محدود به ایران و تهران نمی شود. به همین خاطر در سطح بین المللی روسای کشورها باید گرد هم جمع شوند و در این مورد تصمیم گیری کنند. در واقع باید تا دیر نشده فکری اساسی شود و منطقه ای و محلی تصمیم گیریهای کلانی در دستور کار کشورها قرار بگیرد. چون با گرم شدن کره زمین و افزایش درجه حرارت این انتظار را داریم که مشکل کم آبی روز به روز بیشتر شود. اما نکته مهم این است که اگر قرار باشد معضل کم آبی به صورت منطقه ای حل شود، نباید مدیران سیاسی و اجرایی این بحران را تبدیل به موضوعی امنیتی کنند و پوشش هایی روی اخبار این معضل قرار دهند. امنیتی شدن این موضوع باعث می شود دستگاه های اجرایی دچار بن بست شوند.
یعنی پیش بینی می کنید تهران در سال های آینده نیز با معضل کم آبی مواجه باشد؟
به کاهش کیفیت آب اشاره کردید. در چندسال گذشته یکی از ابهامات درباره آب تهران، افزایش نیترات بوده است. حتی در دوره ای، بحران هم شد. امسال هم گفته شد ممکن است با افزایش سهم آب چاه در آب تهران، نیترات آب بالا برود.
چندی پیش گزارشی به دستم رسید از کیفیت آب تهران در فصل تابستان که با مطالعه و مقایسه آن با فصل بهار مشخص شد بهار و تابستان 93 میزان نیترات آب تهران نسبت به استانداردهای بین المللی مطلوب نیست. البته این مطلوب نبودن کیفیت آب بستگی به این دارد که استاندارد را چه بدانیم. اگر استاندارد محیط زیست آمریکا را مبنا قرار دهیم که حداکثر میزان نیترات آب را 10 میلی گرم در لیتر اعلام می کند، بهار و تابستان وضعیت کیفی آب تهران مطلوب نبوده است. بر اساس استاندارد سازمان بهداشت جهانی، نیترات آب در هر لیتر بایستی کمتر از 45 میلی گرم باشد هر چند میزان مطلوب کمتر از 10 میلی گرم و برای کودکان و اطفال نیز کمتر از 15 میلی گرم در نظر گرفته شده است.
با استاندارد ملی همخوانی دارد؟ چون مدام گفته شده که کیفیت آب تهران استاندارد است.
میزان نیترات داخل آب شرب مناطق تهران در فصل بهار از استاندارد جهانی پایین تر بوده و در فصل تابستان بسیار پایین تر قرار گرفته به طوریکه میانگین در برخی مناطق به 30 تا 35 میلی گرم نیز رسیده است. به همین دلیل است که معتقدم وضعیت کیفیت آب تهران نیز مطلوب نیست و در شرایط نزدیک بحران قرار دارد و امیدوارم مدیران اجریی منطقی و فنی با این مشکل برخورد کنند. در اینجاست که آن روی سکه که استاندارد ملی قرار دارد به چشم می آید. معضل کنونی کشور این است که استاندارد ایران استاندارد نیست. این جمله را در بازدیدی که از کارخانه تولیدی اسکانیا داشتم نیز به کار بردم که استاندارد ملی ایران، استاندارد نیست و هر چه زودتر باید متولیان امر شاخص های استاندارد ملی را بازبینی کنند.
یعنی شاخص های استاندارد ملی ما قدیمی شده اند و نیاز به بازنگری دارند؟
اینگونه نیست. حدود 5 سال پیش قبل از اینکه اتفاقی در یک گوشه از تهران رخ بدهد و میزان نیترات آب به 48 میلی گرم در هر لیتر برسد، شاخص استاندارد ملی نیترات در هر لیتر آب شرب، 45 میلی گرم بود اما برای اینکه در آن اتفاق کسی زیر سوال نرود و بحران به خوبی و خوشی حل و فصل شود، خط کش استاندارد از 45 میلی گرم کمی بالاتر رفت و به 50 ارتقا یافت تا دیگر کسی مقصر شناخته نشود. به همین دلیل نیز الان استاندارد نیترات آب کشور به 50 میلی گرم رسیده است. پس اگر با خط کش استاندارد ملی به میانگین نیترات آب تهران در بهار و تابستان نگاه کنیم همه چیز خوب است و فصل بهار و تابستان با استانداردها مطابقت دارد. اما بر اساس استاندارد محیط زیست آمریکا، خیر. وضعیت مناسب نیست. حتی در تابستان افزایش میزان نیترات نیز داشته ایم البته این میزان از سقف استاندارد ملی خارج نشده و امیدواریم خارج نشود.
بحران کم آبی چه تاثیر منفی بر اقیلم تهران بر جای گذاشته؟ به نظر می رسد روز به روز بر شدت مشکلات زیست محیطی تهران افزوده می شود.
بر اساس آمار شرکت کنترل کیفیت هوای تهران، در سال ۹۳ تاکنون شمار روزهای پاک چهار برابر سال گذشته و روزهای سالم پایتخت نسبت به سال گذشته بیشتر بوده است. ضمن اینکه آلودگی امسال بیشتر به دلیل گرد و خاک بوده تا آلودگی ناشی از موتور خودروها. فکر می کنید وضع و حال آلودگی هوای تهران رو به بهبود است یا شرایط چندسال گذشته تکرار می شود؟
یکی از برنامه های کمیسیون سلامت شورای شهر پیگیری موتورسیکلتهای برقی است. این طرح به کجا رسید؟
در این زمینه دولت همکاری خوبی داشته و عوارض واردات موتورسیکلت های برقی را از 40 درصد به 4درصد کاهش داده است. ما هم نشستهایی با بخش خصوصی برگزار کردیم و این اطمینان را به آنان دادیم که سیاست کل شورای شهر برای تهران این است که موتورسکیلت های برقی بتدریج جایگزین بنزینی شود؛ آنهم در کمترین زمان ممکن. تا وارد کنندگان این انگیزه را به دست آوردند که هر چه زودتر شرایط و مقدمات واردات را فراهم کنند. به تولیدکنندگان داخل نیز این اطمینان را دادیم که اگر خط تولید موتورسیکلت های برقی راه اندازی شود ، که حدود 2 تا 3 سال زمان می برد، مهاری در مقابل واردات خواهیم داشت. همچنین در سال 94 برنامه ای با اولویت محدوده بازار داریم تا تردد موتورسیکلت های بنزینی را دراین منطقه محدود کنیم و به دنبال آن نیز در مرحله دوم، این محدودیت را در محدوده طرح ترافیک به اجرا درآوریم. البته امیدواریم در فرصت باقیمانده از سال زیرساخت های لازم از سوی شهرداری فراهم شود تا در سال 94 بتوانیم موتورسیکلت های بنزینی را که منبع تولید 50درصد آلودگی هوای ناشی از منابع متحرک هستند را مدیریت کنیم.
به هر حال اجرای این طرح سه-چهار سال زمان می برد اما اقدام زود بازدهی که در این زمینه می تواند از سوی شورای شهر پیگیری و به سرعت منجر به کاهش آلودگی ها شود، اعمال قانون معاینه فنی سختگیرانه برای موتورسیکلت هاست. پلیس خود را موظف نمی داند موتورها را برای معاینه فنی جریمه کند، اما مثلا برای کلاه کاسکت موتورسوارها، سختگیرانه عمل می کند. آیا برای این موضوع مذاکراتی داشته اید؟
متاسفانه استانداردهای ما استاندارد نیست. معاینات فنی خودروها بر اساس استاندارد ملی در حال انجام است اما با وجود اینکه این استاندارد با استانداردهای جهانی یک اختلاف فاحش دارد و نیاز به بروزرسانی دارد یک مسیر انحرافی برای معاینه فنی خودروها و موتورسکیلت ها نیز وجود دارد و خودش به معضلی مبدل شده است، بدون مراجعه خودرو، برچسب معاینه فنی صادر می شود. این تخلف اکثرا در شهرهای اطراف تهران رخ می دهد و بر وسعت مشکلات آلودگی هوای پایتخت دامن می زند. این قانون گریزی در حالی انجام می شود که معاینه فنی خودرو در مراکز تهران قابلیت تخلف ندارد؛ وقتی خودرو بر سکوها قرار می گیرد از پلاک خودرو عکسی گرفته می شود و وقتی از طریق دستگاه ها چک آپ انجام می شود، عکس خودرو نیز در زمینه فرم های معاینه ثبت می شود. پس جای هیچ تخلف باقی نمی ماند اما در مراکز اطراف تهران این مشکل قانون گریزی به وفور دیده می شود. شورای شهر بارها از قوه قضائیه درخواست کمک و همکاری کرده ولی تاکنون پاسخی نشنیده است. پس وقتی این مشکل برای خودروها وجود دارد نباید از موتورسیکلت ها توقع دیگری داشته باشیم. هر چند شورا موظف است که همکاری نیروی انتظامی برایاین موضوع جلب کند.
یکی دیگر از معضلات محیط زیست شهر تهران، شهر میلیونی موش های پایتخت در زیر زمین است. روایت های مختلفی از تعداد این موش ها شنیده شده؛ عده ای می گویند به ازای هر تهرانی 6 موش وجود دارد یعنی ۴۰ میلیون موش. و عده ای هم می گویند این آمار کمتر است. آیا این عددها درست است؟
پدیده موش و مشکلات زیست محیطی آن در تهران مربوط به موش های خانگی نیست بلکه ناشی از نوع خاصی از موش هاست که "رت" نام دارند و نژادشان نروژی است. این مشکل نیز تنها مختص تهران نیست، در دیگر شهرهای بزرگ دنیا نیز این موش ها زندگی می کنند و مشکل آفرینند. اما موضوع مهم این است که این موش ها باید کنترل شوند تا به سلامت مردم آسیب نزنند. چون منبع متحرکی از آلودگی ها هستند چه باکتریایی، ویروسی و چه میکروبی و انواع بیماریهای همه گیر. در خصوص آمارشان هم تخمین ها متفاوت است از 300 هزار تا 40 میلیون گفته می شود. وقتی طیف وسیعی از تخمین ها را داریم نشان می دهد که اعداد به دست آمده علمی نیستند.
برای مقابله با این موش ها اقدامات اثرگذاری انجام شده؟ قبل از این البته تک تیراندازها و طعمه گذاری و ... بود. اما موش ها هنوز هم هستند.
تا پیش از این مشکلی که داشتیم این بود که مبارزه با این موش ها به یک حوزه و واحد ستادی در شهرداری محول شده بود در حالیکه یک واحد ستادی نمی تواند در حد و اندازه های یک واحد عملیاتی به خوبی عمل کند. در اردیبهشت امسال این ماموریت از حوزه ستادی گرفته و به یکی از حوزه های عملیاتی محول شد. آنچه که شواهد نشان می دهد به نظر می آید کار نسبتا موفقی تا به حال دنبال شده هر چند منتظریم تا پایان آبان ماه نتیجه این فعالیت ها را از زبان مردم بشنویم، نه آمار و ارقام روی کاغذها. از همین رو در نظر داریم در مناطقی که آلودگی زیادی گزارش شده نظرات مردمی را بشنویم و مبنای قضاوت نهایی و موفقیت طرح را نظر مردم قرار دهیم. اما آنچه به نظر می رسد این است که طرح تاکنون روند قابل قبولی داشته است.
یعنی روش های معدوم سازی گذشته اثرگذار نبودند؟
بر اساس خروجی کار روش ها اثرگذار نبوده است. اقدامات اولیه این بود که قبلا سموم از کشورهای واسط با اثربخشی کم خریداری می شد اما اکنون از تولیدکنندگان اصلی خریداری می شود. در گام دوم نیز نحوه کور کردن لانه موش هاست که تغییر کرده؛ در گذشته از ترکیب سیمان و خرده شیشه برای بستن لانه موش ها استفاده می شد. در حالیکه یک شبکه لانه حداقل 6 تا 8 معبر خروجی و ورودی دارد. این روش استفاده از سیمان و شیشه خیلی اثربخشی نداشت و منجر به بسته شدن تنها یک یا دو معبر می شد اما اخیرا در دنیا از مواد کلوئیدی که مثل ژل است برای معدوم و کورسازی لانه رت ها استفاده می شود. با تزریق این مواد تمامی مسیرها بسته می شوند و جانور در لانه محبوس و کشته می شود. با تزریق این مواد کلوئیدی که تهدیدی هم برای محیط زیست ندارد به نظر می رسد گام موثری در معدوم سازی این جانوران برداشته می شود. مقدمات این مسیر فراهم شده است.
آلایندگی کارخانه فقط برای هواست؟
برای جانمایی تهمیداتی در نظر گرفته شده است؟
هیات مدیره این کارخانه 50 هکتار زمین را زمانی که از مجتمع اقتصادی کوثر خریداری کردند در شهرک صنعتی قزوین برای جابه جایی کارخانه در نظر گرفته است، هر چند بایستی در آن فضا تغییر کاربری دهند و زیرساخت ها را ایجاد کنند که به نظرمی رسد حداقل 5 تا 6 سال زمان نیاز دارد. اما سهامداران مجموعه ای مشابه را در استان چهارمحال بختیاری دارند که در حال فعالیت است و می توانند بخشی از ظرفیت را به آن منطقه منتقل کنند. اما برای کارگران باید مزایای بازنشستگی پیش از موعد ایجاد شود. البته شهرداری اعلام آمادگی کرده که آن دسته از کارگرانی که سنوات کمی دارند در شرکت های پیمانکاری بکارگیرد دچار سرگردانی نشوند. این نکته را گوشزد کنم که قرار نیست صبر کنیم این کارخانه زیرساخت های مکان جایگزین خود را فراهم کند. باید سال 73 این کار انجام می شد؛ درست زمانی که حکم پلمپ این کارخانه به دلیل آلایندگی صادر شد. همان زمان مدیرعامل وقت، طی مکاتبه ای اعلام کرد که 10 سال فرجه لازم است تا بخش هایی از این کارخانه بین سال های 73 تا 83 از تهران خارج شود. اگر می خواستند می توانستند در این مقطع زمانی 10 ساله کارخانه را منتقل کنند. اما نه آن 10 سال و نه متعاقب آن 10 سال بعدی یعنی تا سال 93 هیچ تغییری در روند فعالیت کارخانه روغن نباتی قو رخ نداد.
از موضوعات سلامتی و زیست محیطی کمی فاصله بگیریم. ترکیب هیات رئیسه شورا تغییر کرد و تماما اصولگرا شد. پیش بینی بدبینانه این است که فضای شورای شهر پر تنش شود. تنشی که بسیاری انتظار داشتند در یک سال مدیریت آقای مسجد جامعی رخ دهد اما عملا اینگونه نشد. فکر می کنید در سال دوم شورای چهارم پایتخت تنش رخ خواهد داد یا اینکه با ایجاد تقابل دو جناح اصلی شورا قابل مدیریت خواهد بود؟
در زمان انتخابات هیات رییسه شایعاتی درباره وعده های ۴ تا ۴۰ میلیاردی شنیده می شد، این موضوع صحت داشت؟
از سوی شهردار اعمال نظر و نفوذی برای انتخاب رئیس شورای شهر صورت گرفت؟
یکی از رای های موثر انتخاب هیئت رئیسه به ویژه رئیس شورا، رای شما بود. به چه کسی رای دادید؟
هنوز هیچ کس از رای من خبر ندارد و به کسی نیز نگفته ام. آنچه روی سایت ها اعلام شد گمانه زنی بیش نبود.
تلاش نکردم بین دو جناح حرکت کنم، بلکه کوشیدم به عنوان وکیل مردم در شورای شهر آنچه صلاح آنها است را دنبال کنم از این رو هدفم گاه به اصلاح طلبان و گاه به اصولگرایان تنه می زد اما در بیشتر مواقع به اصولگرایان تنه می زد. گرچه همواره در تمام تصمیم گیری هایم صلاح مردم برایم اولویت داشته است و این رویه در سه سال آینده نیز ادامه خواهد داشت.
در محافل سیاسی، شما را از اعضای جبهه پایداری می دانند. دلایل هم البته به اندازه کافی وجود دارد. بالاخره در دوره ای منصوب آقای احمدی نژاد در تامین اجتماعی بودید و قبل از آن هم چهار سالی با آقای باقری لنکرانی در وزارت بهداشت کار می کردید. آیا به جبهه پایداری انتصاب دارید و در جلسات شان حاضر می شوید؟
هیچ گاه در تمام دوران مدیریتی ام فردی سیاسی نبودم و نخواهم بود. هدفم تنها خدمت کردن است. اما اگر سه نکته را باهم در نظر بگیرید این برداشت به وجود می آید که عضو و آمده از جبهه پایداری هستیم.
نخست اینکه معاون دکتر لنکرانی بودم که از اعضای موثر جبهه پایداری است. دوم اینکه در تامین اجتماعی در دولت دهم بودم و رییس سازمان در حد، معاون وزیر محسوب می شود، پس از نظر کاری با آقای محصولی همراه بودم کار می کردم. نقش ایشان در جبهه پایداری نیز کاملا مشخص است. در انتخابات شوراها نیز نامم در لیست جبهه پایداری هم بود. اگر این سه فاکتور را در کنار هم قرار دهیم هر بیننده منصفی من را عضو جبهه پایداری می داند در حالی که هبچ ارتباط سازمانی برا این گروه نداشتم.
چگونه با دکتر لنکرانی آشنا شدید؟
ارتباط تان با آقای محصولی چگونه بود؟
چگونه در لیست جبهه پایداری برای انتخابات شورای شهر قرار گرفتید؟
به عنوان یک کاندیدای مستقل در انتخابات دور چهارم شورای شهر تهران شرکت کردم و در زمان ثبت نام بدون سرو صدایی اسم نویسی کردم. همان موقع در گفت وگو با یکی از خبرگزاری ها هم اعلام کردم به عنوان کاندیدای مستقل حضور دارم و در پاسخ به این سوال که اگر جناح های مختلف به خصوص جناح وابسته به دولت بخواهند در پاسخ گفتم شرط دارم. اگر شرطم را بپذیرند قبول می کنم وگرنه خیر.
شرط تان برای جناح ها چه بود؟
شرطم این بود که در مقاطع حساس و تصمیم گیری های اصلی اجازه دهند که بر حسب تشخیص خودم تصمیم گیری کنم نه اینکه چون در لیست گروه و حزبی هستم باید تصمیم نهایی ام با نظر آنان مطابقت داشته باشد. حزب آبادگران من را دعوت کرد، رفتم و صحبت کردم و شرطم را پذیرفتند. آقای سروری اعلام آمادگی کردند آنها نیز به دنبال چنین اعضایی هستند. حتی از خانه کارگر دعوت بعمل آمد و در آنجا نیز شرطم را اعلام کردم در جبهه پایداری نیز شرطم را عنوان کردم. با همین شرط در حدود 15 لیست نام بودم از ایثارگران گرفته تا پایداری و دیگر گروه ها. پس اگر این موارد را کنار هم قرار دهیم و بگوییم حافظی معاون دکتر لنکرانی بوده، معاون آقای محصولی بوده و در لیست پایداری هم بوده شاید این شبهه ایجاد شود که حافظی عضو جبهه پایداری است ولی آن چیزی که می توانم شهادت دهم این است از زمانیکه انتخابات برگزار شد تا این لحظه هیچ مراوده ای با جبهه پایداری نداشته ام، فقط گاه گداری خبرهایی از آنها به گوشم می رسد.
یعنی با اصولگرایان شورای شهر نیز مراوده ندارید و نشست و برخواست نمی کنید؟
پس نه اصلاح طلبان و نه اصولگرایان شورا نمی دانند دکتر حافظی در جلسه انتخاب رییس شورا به چه کسی رای داده است؟
اما اصلاح طلبان می گویند این انتخابات جوانمردانه نبود.
در زمان انتخابات رفتنم برای آوردن آقای صابری از بیمارستان و رفتن آقای دنیامالی به عنوان یک عضو اصلاح طلب به دنبال آقای قناعتی به عنوان یک عضو اصولگرا نشان می دهد که مسائل سیاسی اولویت اول اعضای شورا نیست. بیشتر بحث بر سر یک وفاق درون سازمانی است که کارها به درستی پیش برود. متاسفانه این دو اتفاق مهم کمتر از سوی رسانه ها مورد توجه قرار گرفت. اینکه یک عضو اصولگرا به دنبال یک عضو اصلاح طلب رفت و بالعکس در فضایی که رسانه ها شورا را سیاسی می دانند، مهم است.
ولی شهرداری بارها هزینه تمام شده پروژه صدر را عنوان و رسانه ای کرده است.
یعنی چنین امکان دسترسی به هزینه تمام شده پروژه ها در شهرداری وجود ندارد؟
این شیوه قابلیت اجرا در سطح کلان و در شهرداری تهران دارد؟
شهرداری موافق این تغییرات هست؟
هنوز نمی دانم.
شهرداری ادعا دارد که ما این امکان را داریم و پسووردی در اختیار اعضای شورا قرار داده ایم تا هزینه تمام شده را بررسی کنند. به شخصه هنوز نتوانسته ام این ادعا را به صورت موشکافانه بررسی کنم تا صحت و سقم را در یابم. بگذارید این نکته را بگویم، مباحث مطرح در شورای چهارم محدود به آقای قالیباف یا آقایان چمران و مسجد جامعی نیست. همه این افراد یک روزی از روی صندلی ریاست بر می خیزند مهم این است که اعضا کاری انجام دهند که روسای بعدی شورا و شهرداری بتوانند با سرعت و با اتکا به زیرساخت ها، امور شهر را دنبال و پیگیری کنند و نهایتا منافع و صرفه و صلاح مردم بر اساس مبانی و معیارهای علمی تامین شود.
دیدگاه تان را بنویسید