کد خبر: 751243
تاریخ انتشار :

نظر جنجالی پدر ایلان ماسک درباره پسرش

صد آنلاین | ایلان ماسک ثروتمندترین فرد جهان و کارآفرین حوزه فناوری است که ارتباطات گسترده‌ای دارد و دسترسی بی‌نظیری به بالاترین سطوح قدرت سیاسی پیدا کرده است. بی‌بی‌سی در گفت‌وگویی با ارول ماسک، پدر او، تلاش کرده است نگاهی به دوران کودکی ایلان داشته باشد تا ببیند این دوران چگونه در شکل‌گیری شخصیتی که برخی او را «رئیس‌جمهور غیررسمی آمریکا» می‌دانند، نقش داشته است.

نظر جنجالی پدر ایلان ماسک درباره پسرش
پایگاه خبری تحلیلی نامه نیوز (namehnews.com) :

به گزارش صد آنلاین،ارول ماسک درباره آخرین باری که با پسر پرنفوذش ارتباط داشت، می‌گوید: «او مقداری پول برای خرید هواپیمای دوموتوره‌ای که قصد خریدش را داشتم، برایم فرستاد. مقداری کم داشتم و او مبلغی پول برایم فرستاد تا بتوانم آن را بخرم. من هم تشکر کردم.»

ارول ماسک از ویلای ساحلی‌اش در نزدیکی کیپ‌تاون از طریق زوم با من صحبت می‌کند و آرام و با اعتماد به نفس به نظر می‌رسد. چند هفته قبل با او تماس گرفتم تا درباره دوران کودکی ایلان مصاحبه کنم و تعجب کردم که روز بعد بدون هیچ توضیحی فقط پاسخ داد «اوکی».

ایلان در سال ۱۹۷۱ در پرتوریا، پایتخت آفریقای جنوبی، به دنیا آمد. پدرش مهندس بود و مادرش، مِی، مدل بود. پس از جدایی والدینش، بیشتر دوران کودکی خود را با ارول در آفریقای جنوبی گذراند تا اینکه در سال ۱۹۸۹ به کانادا مهاجرت کرد.

به گفته ارول ایلان «پسری بسیار خوب و بی‌دردسر» بود که همیشه به خواسته‌هایش می‌رسید. ارول می‌گوید که از همان ابتدا می‌دانست که پسرش تا زمانی که «نفر اول» نشود، دست بردار نخواهد بود.

ایلان اکنون مدیر شرکت‌های تسلا، اسپیس‌اکس و اکس است که قبلا توییتر نام داشت و اکنون با استارتاپ هوش مصنوعی او ادغام شده است. روزنامه وال‌استریت ژورنال در ماه فوریه ارزش دارایی‌های او را بیش از ۴۱۹ میلیارد دلار برآورد کرد.

او حالا یکی از مشاوران شناخته‌شده رئیس‌جمهور آمریکا است و ریاست اداره کارآمدی دولت (دوج) را بر عهده دارد.

رابطه ایلان با پدرش همواره پیچیده بوده است. او در گفت‌وگو با اشلی ونس، زندگی‌نامه‌نویسش، دوران کودکی خود را دردناک توصیف کرده و گفته است: «در مدرسه گروه‌های خلافکار تعقیبم می‌کردند، به خانه هم که می‌رفتم اوضاع به همان وحشتناکی بود.»

در زندگی‌نامه‌ای دیگر، برادرش کیمبال، به والتر آیزاکسون می‌گوید که پدرشان در دوران کودکی، آن‌ها را آزار کلامی می‌داده است. «او ساعت‌ها فریاد می‌کشید و موعظه‌مان می‌کرد، ما را بی‌ارزش و رقت‌انگیز می‌خواند و حرف‌های نیش‌دار و آزاردهنده‌ای می‌زد.»

در مصاحبه‌ای در سال ۲۰۱۷، ایلان پا را فراتر گذاشت و پدرش را «انسانی وحشتناک» خواند. ارول می‌گوید که نمی‌داند چرا ایلان چنین حرفی زده است. «این روزها زیاد با او صحبت می‌کنم. مطمئنم که وقتش برسد از من عذرخواهی خواهد کرد.»

ارول بارها از پسرش به‌خاطر بی‌توجهی به برخی از فرزندانش به دلیل مشغله کاری انتقاد کرده است، اما تأکید دارد که خودش همیشه تلاش کرده به همه فرزندانش به یک اندازه توجه کند.

اما، ارول در طول مصاحبه لحظه‌ای یکی از فرزندانش را فراموش می‌کند؛ چهارمین دخترش را، که مادرش دخترخوانده سابق او یانا بِژویدنهوت، است. یانا در چهار سالگی و پس از ازدواج ارول با مادرش، هایدی، وارد خانواده ماسک شد.

در ابتدا که می‌گوید سه دختر دارد متعجب می‌شوم، اما بلافاصله حرفش را اصلاح می‌کند. سپس با خنده‌ای معذب اضافه می‌کند که «همیشه او (چهارمین دختر) را فراموش می‌کنم.»

ایلان ماسک در محافل عمومی اغلب طوری رفتار کرده که گویی به‌دنبال جنجال‌آفرینی است

به ارول یادآوری می‌کنم که ایلان زمانی علنا به وزیر خارجه لهستان توهین کرد و او را «مردی کوچک» خواند. از او می‌پرسم که وقتی می‌بیند پسرش در ملاعام به دیگران توهین می‌کند، نگران نمی‌شود؟

ارول می‌گوید: «من بابت تک‌تک کلماتی که ایلان یا هر یک از فرزندانم بر زبان می‌آورند نگرانم، چون ممکن است برای خودشان دردسر درست کنند.»

ارول می‌گوید: «از وقتی خیلی کوچک بود به او می‌گفتم که نباید به بزرگ‌ترها بگویی که احمق هستند. او می‌گفت «چرا؟ آن‌ها واقعا احمق‌اند». و من می‌گفتم: «بله، احمق‌اند،‌ ولی نباید این را به آن‌ها بگویی».»

ارول می‌گوید: «اگر به پوتین فقط به‌ عنوان یک انسان نگاه کنید، نه در چارچوب سیاست بین‌الملل، سخت است که به او احترام نگذاریم. حرف‌های او خردمندانه و منطقی است. خیلی سخت است که تحت تاثیر او قرار نگیرید.»

وقتی از ارول می‌پرسم که آیا ایلان هم همین دیدگاه را دارد، تایید می‌کند که او هم چنین نظری دارد. وقتی به حمله پوتین به اوکراین اشاره می‌کنم، ارول با وجود شواهد آشکار تجاوز روسیه، تاکید می‌کند که «فقط زمان مشخص خواهد کرد که چه کسی واقعا آغازگر آن بوده است».

در انتهای مصاحبه، از ارول می‌پرسم چه چیزی درباره ایلان هست که مردم از آن بی‌خبرند. او می‌گوید که پسرش هنگام صحبت در جمع، به اندازه کافی اعتماد به نفس ندارد.

ارول می‌گوید: «او هنگام صحبت در جمع احساس خجالت می‌کند. هنوز باید یاد بگیرد که چگونه در مقابل جمع و روی صحنه صحبت کند.»

«هرچه را که می‌خواهد بگوید، با سرعت هرچه تمام‌تر می‌گوید.»

 

دیدگاه تان را بنویسید

 

نیازمندی ها

پیشنهاد ما

نیازمندی ها