استراتژی نفتی ایران تغییر می کند
ترس صهیونیست ها از رویکرد جدید ایران در مورد صادرات طلای سیاه!
مصاحبه معاون اسبق وزیر نفت در مورد تغییر استراتژی نفتی ایران در برخی پایگاه های خبری خارجی بازتاب داشته است.

اخیرا خبرگزاری فارس یک مصاحبه تحلیلی با اصغر ابراهیمی اصل، معاون اسبق وزیر نفت در دولت نهم، دهم و یازدهم داشته است. ابراهیمی اصل در این مصاحبه مفصل تحلیلی مطالب بسیار جالبی را درباره آینده صنعت نفت بیان می کند که بد نیست به برخی از مطالب آن اشاره کنیم.
صنعت نفت، شیفت از غرب به شرق!
معاون اسبق وزیر نفت در این مصاحبه بر ضرورت تغییر بازار نفتی ایران در آینده نزدیک و در دولت سیزدهم تاکید دارد و از این می گوید که مصرف انرژی های فسیلی در آینده بیشتر می شود اما بیشتر این منابع توسط کشورهای شرقی و نه غربی مصرف خواهند شد، از این رو ایران بهتر است به جای تلاش برای تعامل نفتی با غرب به بازار پر رونق شرق روی بیاورد.
طبق گزارش ابراهیمی اصل، مطالعات شرکت وود مکنزی ( Wood Mackenzie) نشان میدهد که تا سال 2050 مصرف نفت و گاز جهان از نظر مقداری افزایش مییابد. جی.دی.پی جهانی دو برابر خواهد شد و تقاضای انرژی 14 درصد نسبت به سال 2020 افزایش خواهد یافت. به لحاظ درصدی سهم زغال سنگ 6 درصد و نفت 3 درصد و گاز یک درصد از سبد انرژی دنیا کاهش پیدا میکند اما به لحاظ مقداری اوج مصرف 108 میلیون بشکه نفت در روز را در سال 2030 خواهیم داشت و افزایش 46 درصدی سهم انرژیهای تجدیدپذیر در تولید برق جهانی تا سال 2050 رقم خواهد خورد، ولی روند توسعه انرژی هستهای و آبی افزایش چشمگیری نخواهد داشت و سهم آنها 8 تا 10 درصد در سبد تولید انرژی جهانی خواهد بود.
معاون اسبق وزیر نفت در مورد نقشه مصرفی نفت و زغال سنگ می گوید: شرکت اگزونمبیل اذعان کرده است که کشورهای چین و هند و کشورهای غیر OECD در آینده نیازشان به نفت و گاز افزایش خواهند یافت و آمریکا و اروپا و کشورهای عضو OECD از نظر مقداری استفاده از این سوختها را کاهش خواهند داد.
بررسی رویکرد عرضه و تقاضا برای کشورهای تولید کننده و مصرف کننده عمده سوختهای فسیلی به این صورت است که چین دارای رشد تقاضای انرژی صعودی تا سال 2040 خواهد بود و متوسط سالانه 1.1 درصد افزایش سهم از تقاضای انرژی جهانی را به خود اختصاص میدهد. بزرگترین مصرفکننده انرژی جهان در سال 2040 چین است و وابستگی به واردات نفت اکنون در چین 67 درصد است که در سال 2040 این میزان به 76 درصد افزایش پیدا میکند.
همچنین، بیشترین تقاضای انرژی تا سال 2100 میلادی به ترتیب در قارههای آسیا و آفریقا خواهد بود.
ابراهیمی اصل در این مصاحبه بر کنار گذاشته شدن تدریجی منابع سوختی فسیلی در کشورهای غربی اشاره دارد و می گوید: انرژی جدیدی که تا سال 2050 وارد صحنه خواهد شد، انرژی هیدروژن و باتریهای پیشرفته برای مصارف مختلف است. بیشترین رشد مصرف هیدروژن در بخش حمل و نقل بوده و مزایای استفاده از هیدروژن شامل تراکم انرژی بالا و وزن مخصوص پایین میباشد؛ ولی محدودیت کاربرد آن مربوط به مخاطرات خطوط لوله انتقال است.
اتحادیهی اروپا و آمریکا با توجه به سرمایه گذاریهای وسیعی که در انرژی خورشیدی، انرژی بادی و افزایش راندمان تولید در انرژی حاصل از نیروگاههای اتمی خود دارند و با صرفهجویی بالا و ارتقای تکنولوژی، مصرف سوختهای فسیلی خود را در همین حد نگه داشته و یا کمی کاهش خواهند داد و نیازی به نفت و گاز ایران نخواهند داشت. بنابراین سوال اصلی این است که آیا جهت گیری دولت یازدهم و دوازدهم در رابطه با تولید و صادرات نفت و گاز به اروپا و آمریکا و گره زدن اقتصاد کشور به مذاکرات پنج به علاوه یک درست بوده است یا نه؟
معاون اسبق وزیر نفت بر تغییر فوری سیاست نفتی ایران تاکید دارد و ضمن نقد به استراتژی نفتی دولت حسن روحانی می گوید: یکی از اقدامات غلطی که آقای مهندس زنگنه در دولت یازدهم و دوازدهم در حوزه راهبردی انجام داد بیرون کردن چینیها از میادین مشترک، برخورد بسیار تند همراه با بی اعتنایی به برزیل، به آفریقای جنوبی، به روسیه، عدم نگاه به ظرفیت همسایگان و ایجاد اختلاف با ترکمنستان و بستن مسیر سوآپ کردن گاز ترکمنستان و اعتماد و شیفتگی و امید فراوان به توتال و شرکتهای اروپایی و آمریکایی و نادیده انگاشتن ظرفیتهای داخلی، توجه نکردن به سرمایههای اصلی نیروی انسانی در صنعت نفت و گاز و پتروشیمی بود.
تغییر استراتژی نفتی ایران و بازتاب در رسانه های خارجی
این تحلیل در برخی رسانه های بیگانه نیز بازتاب داشته است. اورشلیم پست در یک گزارش به این مصاحبه تحلیلی پرداخت و از نتایج تحقق اهداف جدید نفتی ایران بر اسرائیل، برجام و کشورهای بین المللی گفت.
نویسنده اورشلیم پست ضمن اشاره به مقاله فارس، از اصطلاح تغییر استراتژی نفتی (energy strategy shift ) استفاده می کند. نویسنده تاکید دارد که ایران جدید (دولت سیزدهم) قصد دارد به جای تمرکز بر کشورهای غربی با کشورهای 5 گانه نفتی (BRICS countries) معامله کند. به عبارتی، ایران باید به جای تمرکز بر غرب و آمریکا که دیگر احتیاجی به نفت ندارند و از انرژی های مدرن استفاده می کنند، به صادرت نفت به کشورهای برزیل، هند، روسیه، چین و آفریقای جنوبی فکر کند.
نویسنده تاکید دارد که قرارداد 25 ساله ایران و چین هم در همین زمینه است و مقدمات نجات صنعت نفت ایران از تحریم های غرب را بر عهده دارد.
اورشلیم پست سپس به نتایج اصلی این تغییر استراتژی می پردازد و معتقد است شیفت احتمالی نفتی ایران باعث بی نیازی کشورمان به بازگشایی بازارهای نفتی اروپا و در نتیجه کنارگذاشتن مذاکرات با غرب می شود. طبق گفته اورشلیم پست، این تغییر استراتژی، دولت و وزارت امور خارجه را تحت تاثیر قرار داده و باعث چرخش آنها از بازار غرب به شرق می شود. اتفاقی که می تواند به کلی مسیر ایران آینده را تغییر داده و ائتلاف جدیدی را برای آن به وجود بیاورد و حتی مذاکرات اخیر و برجام را بی اعتبار کند.
منبع: خبر فوری
دیدگاه تان را بنویسید