نگاه تحلیلگر/ گفتوگوی «نامهنیوز» با مصطفی هاشمیطبا
در معرض فروپاشی محیطزیستی ایرانیم/ من هم مقصر بودم
مصطفی هاشمیطبا گفت: همه باید با صدای بلند بگوییم که کشور در خطر است و ای مسئولان کاری برای جلوگیری فرونشت خاک ایران بکنید.

گروه سیاست نامهنیوز/ مهرشاد ایمانی: مشکل خشکسالی و بیآبی به یکی از بحرانهای این روزهای ایران تبدیل شده است که به گفته کارشناسان میتواند آینده زیستمحیطی و البته کشاورزی ایران را تهدید کند. افزون بر این موضوع فرونشست زمین هم یکی از مخاطراتی است که اگر جدی گرفته نشود، میتواند منشأ مشکلات عظیمی برای کشور شود. برای بررسی این موضوع ساعتی را سید مصطفی هاشمیطبا به گفتوگو نشستیم که مشروح آن را در ادامه میخوانید.
***
شما یکی از شخصیتهایی هستید که به دفعات چه در یادداشتها و چه در گفتوگوهایتان مشکل فرونشست زمین را مهمترین بحران این روزهای ایران میدانید.
مهمترین مشکل این روزهای کشور که جبرانپذیر هم نیست، مسئله فرونشست زمی است. یعنی اگر بگویید آیا مشکلات اقتصادی، فقر و تحریم مهمترین مشکلاتاند، من در پاسخ میگویم خیر. به هر حال همه اینها جبران میشود؛ حتی شاید یک روزی با هر کشوری که روبهروی ماست سازش کنیم و حتی میگویم شاید یک روزی بشود که نرخ دلار و ریال یکی بشود اما فرونشت زمین هیچ وقت جبران نمیشود و در آیندهای نزدیک تمدن ما را از بین میبرد و باعث مهاجرت گسترده خواهد شد. نگرانی من این است که هیچ مسئولی هیچ توجهی به این موضوع نمیکند و انگار نه انگار که ایران در خطر است. ما در آیندهای که دور نخواهد بود، دیگر کشاورزی نخواهیم داشت و حتما خصومتهای قومی برای آب به وجود میآید. حالا مدام همه مسئولان برای اجرای نمایش نزد مردم میگوید دلار را ارزان میکنیم یا قیمت فلان کالا را کنترل میکنیم. مسئولان یک سری به اصفهان بزنند یا همین تهران، یک سری اطراف تهران بزنند و ببینند که چه خبر است.
چه عواملی باعث به وجودآمدن فرونشست زمین میشود؟
دو مسئله وجود دارد؛ یکی خشکسالی و دوم بد استفادهکردن از آب. مثالی میزنیم؛ تصور کنید یک گالن آب برای شما آوردهاند و میگویند این آب برای شماست و به جز این هم دیگر آبی در کار نیست. حتما شما آن آب را برای آشامیدن استفاده میکنید نه اینکه با آن آب محدود حمام بروید. کشاورزی ما 90 درصد آب کشور را مصرف میکند. یک زمانی در جهرم در کمتر از هفتاد متری به آب میرسیدیم اما الان به زور شاید در 400 متری به آب برسیم. این حالت یعنی زمین خالی شده است و در این شرایط دشتها فرومینشینند و دیگر آن زمینها نمیشود کشاورزی کرد. در شرق اصفهان کشاورزها بیکار شدهاند و به سمت دستفروشی رفتهاند. به هر حال انساناند و باید زندگی کنند و نمیتوانند بدون درآمد زندگی کنند و وقتی زمینی برای کشاورزی ندارند میروند سراغ کارهایی مانند دستفروشی. ما چهل سال است که از آب بد استفاده کردهایم و مدیریت آب نداشتیم. در خوزستان آب بسیاری وجود داشت اما نابودش کردیم و همه دولتها هم در نابودشدن منابع آبی کشور شریکاند.
چه باید کرد؟
اکنون در دنیا انواع و اقسام شیوه کشاورزی مدرن وجود دارد که از قطرهقطره آبشان بیشترین محصول را میگیرند. میشود برای آب آشامیدنی از آبشیرینکنها استفاده کرد و خیلی کارهای دیگر که کارشناسان دلسوز فریاد میزنند اما گوش شنوایی وجود ندارد. ما آب را خراب کردیم. ببینید که با انتقال آب میناب به بندرعباس چهطور نخلهای میناب خشک شد.
شما از انتقال آب انتقاد میکنید اما انتقال آب اصفهان به یزد در دولت اصلاحات رسما آغار شد؛ زمانی که خود شما هم مسئولیت داشتید. آن زمان این ایدهها را مطرح نمیکردید؟
همه دولتها مقصر بودند. همه راه را غلط رفتیم. من هم اشتباه کردم. من هم مقصرم. اکنون بحث این نیست که چه کسی مقصر است و همینجا میگویم که من هم نمیفهمیدم؛ بحث امروز من این است که همه با صدای بلند بگوییم که کشور در خطر است و ای مسئولان کاری برای جلوگیری فرونشت خاک ایران بکنید. البته تمام انتقال آبها غلط نبود، بلکه افراط در این زمینه غلط بود. در یزد همین قناتهایی که میبینید دهها کیلومتر مسیر را طی میکنند، انتقال آب بوده است اما مشکلی ایجاد نمیکرد. در کنار انتقال آب باید مدیریت آب میشد. میگویند پشت سدهای تهران آب نیست و کسی پاسخ نمیدهد چرا نیست؟ چرا زودتر به فکر نبودید؟
برخی باور دارند اصرار بر سدسازیهای مداوم هم یکی از کارهای نادرست بوده است.
برخی این باور دارند و این نظریه میان کارشناسان همهگیر نیست. درست است که ساخت سد به صورت افراطی و بیقاعده به کشاورزی آسیب میزند اما از هزاران سال پیش سدسازی با عنوان بندسازی وجود داشته است. به هر حال باید آب ذخیره شود. بلکه وقتی سدی در زمینی میسازند که تپه نمک در آنجا وجود دارد و همه آب پشت سد را شور میکند و وقتی سد را رها میکنند آن آب شور رودخانهها را هم شور میکند و عملا کشاورزی یک منطقه نابود میشود، حتما این شکل از سدسازی بدون مطالعه و غیرعلمی خیانت به کشور است اما اگر در تهران سد ساخته نمیشد، چهطور میتوانستیم آب شرب را تأمین کنیم؟
آیا اکنون میتوان جبران کرد یا دیر شده است؟
وقت محدود است و اگر مجهز به دانش روز شویم، شاید بشود کاری کرد. باید برای ما همانقدر که موشک مهم است، آب هم باید مهم باشد. نبود آب و فرونشست زمین از یک جنگ تمامعیار هم خسارتبارتر است. وقتی زمین فرومینشیند انگار یک بمب در کشور انداختهاند. من متوجه نمیشوم که چرا مسئولان خود را به خواب زدهاند و این موضوع با این اهمیت را درک نمیکنند؟ چرا کشاورزی در ایران علمی نمیشود؟ چرا فاضلابها را آبچرخانی نمیکنیم؟ مگر کم متخصص داریم؟ مگر کم نیروی تحصیلکرده داریم؟ مگر کم دلسوز محیطزیست داریم؟ مسئولان فقط به فکر این هستند که تورم چهطور مهار شود که همان کار را هم نمیتوانند انجام دهند. مشکل من با این دولت و این مجلس نیست و دولتهای پیشین هم در حوزه آب و زمین اهمال کردهاند. ما اکنون با فروپاشی محیطزیستی ایران مواجهیم.
و کلام آخر؛
من بازهم با دلی پر درد میگویم که مسئله فرونشست زمین برگشتپذیر نیست. شاید روزی برسد که همه مشکلات سیاست خارجی ما حل شود اما وقتی زمین نابود شود، با هیچ سیاستی جبران نمیشود کمااینکه همین حالا هم شده است.
دیدگاه تان را بنویسید