حجتالاسلام پورمحمدی:
هنوز با منافقین تسویه حساب نکردهایم
حجتالاسلام پورمحمدی درگفتوگو با ایرنا با بیان اینکه بخش بزرگی از خسارت جنگ برعهده منافقین است، گفت: به تعبیر قرآن باید با منافقی که رو در رو با شما میجنگد با غلظت مبارزه کنید و این مثل قضیه داعش است و اگر منافقین در مرصاد پیروز میشدند، یقیناً صدها هزار نفر از مردم ما قتل عام میشدند.

*جنگ پنهانی درون وزارت اطلاعات علیه ضدانقلاب و منافقین
در فضای جنگ و ضد انقلاب همه احساس می کردند خطر جدی است و باید همه تلاش کنند و زحمت بکشند تا نتیجه حاصل شود. از این جهت این هم یک سماحت و مدارایی بود که در مرحوم ریشهری وجود داشت و این سبب شده بود بسیاری از نیروهایی که توانائی داشتند و خلاق و تیزهوش بودند و از جسارت عملیاتی و اطلاعاتی نیز برخوردار بودند، جذب وزارت شدند و به همین دلیل هم دستاوردهای بسیار زیادی نصیب وزارت شد چراکه همه نیروهای توانمند، خوش فکر و با انگیزه و جوان بودند.
متاسفانه کشمکش های سیاسی رایج فعلی و آزارهای روحی و نفاق ها به این صورت نبود و عملاً یک فضای مطبوع و مناسبی برای کار بود درست مثل فضایی که در جبهه حاکم بود از سوی دیگر اغلب بچه ها از جبهه و سپاه و نیروهای مسلح آمده بودند و درگیر مسائل جنگ هم بودند.
بنابراین یک میدان جنگ پنهانی درون وزارت اطلاعات علیه ضدانقلاب، منافقین، گروه های مسلح بود بخصوص در رابطه با جنگ و از بخش بزرگی از پشتیبانی اطلاعاتی جنگ را وزارت اطلاعات انجام میداد که باید پشت جبهه را مدیریت میکرد و جلوی جاسوسی و نفوذ ارتش عراق را می گرفت و کلی اطلاعات جمع آوری میکرد و در اختیار نیروهای مسلح قرار می داد و از این جهت واحدهای جنگ وزارت بسیار فعال و قوی بودند.
**این زمان درگیریشهری با منافقین هم در جریان بود؟
جنگ شهری منافقین در دوران تشکیل وزارت اطلاعات افول کرده بود و منافقین بیشتر در سال های ۶۰، ۶۱، ۶۲ فعال بودند اما از سال ۶۳ پراکنده شدند و به ندرت ترور داشتیم و دیگر هم به آن صورت درگیرهای مسلحانه خیابانی نداشتیم. ولی از وقتی این درگیریهای خیابانی کم شده بود، بیشتر درگیری با خانههای تیمی و ترور بود؛ به هرحال یک فضای کار خوبی ایجاد شده بود که ناشی از فضای جنگ و همچنین حضور حضرت امام و روحانیت و معنویت و قداستی بود که به واسطه حضرت امام وجود داشت و سایه آن را بر سر همه مجموعهها از جمله وزارت اطلاعات افتاده بود.
مجموع این شرایط وزارت را یک مجموعه توانمند، مورد اعتماد و پرتلاش و پرمحصول کرده بود که کاملاً مورد اعتماد امام بود و جزو مجموعههایی بود که حضرت امام بسیار به آن عنایت داشتند و در عین حال انتظارات زیادی نیز از وزارت داشتند و مشکلات جدی کشور را به وزارت ارجاع میدادند. به هرحال در ۵ سالی که آقای ریشهری از سال ۶۳ تا ۶۸ وزیر اطلاعات بود، دوران مهمی از لحاظ تاسیس و پرکاری بود که رهاوردهای بسیار زیادی داشتیم.
یکی از ارکان تثبیت نظام، دهه اول فعالیتهای اطلاعاتی و امنیتی مجموعه اطلاعاتی-امنیتی کشور بود که ۵ سال قبل از تاسیس وزارت اطلاعات در دستگاه های مختلف پراکنده بود لذا از سال ۵۸ تا ۶۸ را به دو قسمت تقسیم میکنیم که نیمه اول تشکیلات پراکنده اطلاعاتی-امنیتی است و ۵ سال دوم متمرکز در وزارت اطلاعات و دوران بسیار پرحادثه و پرمخاطرهای است که محصولات زیادی دارد.
** رابطه حضرت امام و آقای ریشهری به چه شکلی بود؟
آقای ریشهری ایام جوانی از مریدان امام بودند و مدتی به عراق رفته بودند و در نجف انس زیادی با امام پیدا کرده بودند و نزدیکان و خود امام ایشان را به حسن خلق، تقوا، احتیاط و منزه بودن میشناختند. ایشان از ابتدای انقلاب به عنوان رئیس دادگاه انقلاب ارتش توسط امام منصوب شد و این خود پست قابل توجهی بود که نشان میدهد ایشان از ابتدا مورد اعتماد امام (ره) بود و پروندههای مهم به ایشان سپرده شده و نسبت به احکام ایشان تمکین و همراهی و پذیرش بود.
*اعتماد حضرت امام به مرحوم ری شهری
گاهی نسبت به برخی قضات تردید بود و تجدیدنظراتی صورت می گرفت ولی نسبت به آقای ریشهری این چنین نبود و اعتماد عمومی به خصوص از جانب حضرت امام به آن مرحوم وجود داشت حتی برخی خدمت امام گفته بودند آقای ریشهری که تا این میزان آدم محتاطی است و در مسائل شخصی وسواس داشت حکم های قاطع و به تعبیر آنها تند و تیز می دهد که با احتیاط ایشان سازگار نیست اما امام فرمود ایشان همان آقای ریشهری محتاط است که این کارها را انجام می دهد یعنی از دقت وسواس و تقواست که اقتضا دارد آنجا که مسائل شخصی ایشان است احتیاط کامل کند، اما نسبت به مسائل عمومی تلاش کند حقوق ملت یا امنیت مردم به خطر نیفتد، نترسد، جا نزند و عقب نشینی نکند، این مسئله مهمی است که در مقابل دشمن بایستند، نترسند و حکم قاطع بدهند و وسط میدان باشند. احتیاط در مسائل اجتماعی یعنی شما با دقت از حقوق جامعه و حدود الهی دفاع کنید، آقای ریشهری از این جهت واقعاً فرد ارزشمند و شاخصی بود که در همان زمان حیات امام (ره) کاملاً مورد عنایت بود تا زمان رحلت حضرت امام و پس از انتخاب حضرت آیتالله خامنهای به رهبری این اعتماد کاملاً به ایشان وجود داشت.
**دو جریانی که مرحوم ریشهری در تبعیت از امام خیلی قاطع با آنها برخورد کردند، جریان منافقین و منتظری بود. درباره رویکرد آنها به مرحوم ریشهری توضیح دهید و ریشه مشکلات آنها چه بود؟
مرحوم آقای ریشهری وظایف خود را به خوبی انجام میداد، منافقین با این کشور و این ملت جنگیدند و ترورهای هدفدار و کور انجام دادند. حتی وقیحتر از کارهایی که داعشیها میکنند را منافقین انجام دادند. آنها پیرمردهای مورد احترام مردم در شیراز، کرمانشاه و تبریز را به شهادت رساندند، یعنی امام جمعهای که سنی از آنها گذشته و به عبادت و مردم داری و خدمت مشغول بودند را با نارنجک ترور میکنند.
وقیح ترین کاری که یک گروه میتواند علیه یک ملت انجام دهد را منافقین انجام دادند یعنی با دشمن این ملت که همه دنیا یعنی دوست و دشمن اذعان دارند که عنصر خبیث است یعنی رژیم بعث عراق ارتباط برقرار و به آنها کمک کردند و در جنگ بخش عمده اطلاعات موشک باران و زدن عقبه جبههای ما، لو دادن عملیات و تضعیف پشت جبهه و مردم، ستون پنجم دشمن شدن را انجام داده است.
*مرحوم ریشهری اجازه نداد منافقین کشور را درو کنند
بنابراین خباثت آمیزترین کارهایی که میتوان در یک جنگ علیه یک ملت انجام داد را منافقین انجام دادند، مرحوم ریشهری یا هرکسی که مسئول امنیت کشور بود باید چه میکرد؟ باید اینها را شناسایی کند، مبارزه کند، حذف کند و اگر این کار را نکرد و نکند باید مورد توبیخ و مواخذه قرار گیرد چون وظیفه خود را انجام نداده است و اجازه داده است، منافقین کشور را درو کنند.
یعنی اگر منافقین در مرصاد و پس از مرصاد پیروز میشدند یقیناً صدها هزار نفر از مردم ما قتل عام میشدند، آنها از هرکسی که کوچکترین حضوری در جنگ و مسائل انقلابی داشت و حتی ظاهر متدین داشت نمیگذشتند و حتما او را می زدند و بسیار گستاخانه و وحشیانه این کار را کردند.
*بخش بزرگی از خسارت جنگ بر عهده منافقین است / هنوز با منافقین تسویه حساب نکردیم
ما متاسفانه بخشی از جنایتهای منافقین و خسارتی که به ما وارد کردند را به حساب نمی آوریم و تنها شهدای ترور را به حساب می آوریم در حالیکه منافقین بخش بزرگی از خسارت جنگ را برعهده دارند. یعنی بسیاری از نیروهایی که شهید یا مجروح شدند و شهرها تخریب شده به خاطر همکاری منافقین بوده است.
*منافقین به دنبال تسویه خونی شدید بودند
**ما تسویه لازم را با منافقین کردیم؟
خیر چون مورد حمایت دشمن بودند و هستند. ما هنوز در حال مبارزه با آنها هستیم و به حساب آنها نرسیدیم؛ منافقین خیلی در کشور جنایت کرده اند. تازه شاکی هم شدهاند که چرا در میدان جنگ این کار را کردید در حالی که نیروهای ما را درو و مردم ما را قتلعام کردند و اگر میتوانستند تسویه خونی شدیدی انجام میدادند؛ آنها هنوز به مجازات خود نرسیدند و حقوق ملت ما نیز هنوز استیفا نشده است.
** درباره عملیات رسانه ای دفتر منتظری در سال ۹۵ تحلیل شما چه بود؟
آن قضیه هم مربوط به داستان مرصاد و پس از آن است، به هر حال اگر منافقین با آقای ریشهری دشمن هستند و علیه ایشان در روزهای اخیر در فضای مجازی تبلیغات میکنند مشخص است برای چیست. ایشان وظیفه خود را علیه منافقین به صورت جدی انجام داد و کوتاه نیامد و نترسید.
*باید با منافقی که رو در رو با شما میجنگد با غلظت مبارزه کنید
به تعبیر قرآن باید با منافقی که رو در رو با شما میجنگد مجاهده و با غلظت و جدیت با آنها مبارزه کنید، این طبیعی است. مثل قضیه داعش است که اگر بگوئیم چرا با داعش جنگدید و آنها را کشتید عجیب است؟ برای داعشی دلسوزی کنیم که کشته شدند؟ باید اجازه میدادیم مردم منطقه را درو کنند و بعد به ایران برسند و بعد افسوس بخوریم که کاری از دست ما برنمیآید؟ لذا وظیفه داریم قبل از آنکه آنها مردم ما را قتلعام و کشور را از بین ببرند، جلوگیری کنیم.
طبیعی است این میزان سروصدا و جاروجنجال و بازی و اطوار طبیعی است اما این دست و پا زدنهای بی حاصل است و انسان از این مدافعین حقوق بشر و قوانین بینالمللی تعجب میکند، چطور آن زمانی که این افراد، آدم میکشتند و به صدام کمک می کردند کسی اعتراض نمیکرد؟ و صدایی بلند نمیشد؟
**بله این بحث کاملا دقیق و بجاست اما شاید سوالی که پیش بیایید این باشد که چرا بعد از عملیات مرصاد و در ادامه اتفاقات سال ۶۷ این روشنگری درباره منافقین انجام نشد که نتوانند مظلومنمایی کنند و به تعبیر شما به جارو جنجال روی بیاورند؟
ما هر توضیحی و پاسخی بدهیم آنها که قرار نیست بپذیرند و دیگر دشمنان ما هم همین طور البته برای آگاهی بخشی به نسل جوان و دیگر ملت این موضوعی است که باید توسط نهادهایی که عهدهدار این بخشها هستند با ملاحظات میدانی توضیح دهند. یک زمانی که مشغول جنگ با دشمن هستید و میخواهید اطلاع رسانی کنید و به نقدها جواب دهید با وقتی که دعوا فیصله یافته و گردوخاک خوابیده خیلی فرق دارد. آن زمان که داستان فیصله یافته راحتتر است و محققین بررسی میکنند و در فضای آرامی اطلاع رسانی صورت میگیرد.
اما امروز که هنوز درگیری ادامه دارد اگر بخواهیم زیاد توضیح دهیم و جزئیات را بگوئیم، آنها استفاده خود را میبرند و آن بخشی که به درد او می خورد میگیرد و بقیه را دور میریزد و جوسازی و جنگ روانی همچنان ادامه پیدا خواهد کرد.ما هنوز با منافقین در میدان عملیاتی هستیم و آنها با ما میجنگند، منافقین بیشترین کمک جاسوسی را به اسرائیلیها، امریکاییها و انگلیسیها و برخی کشورهای دیگر که نمیخواهم اسم ببرم انجام میدهند. از این جهت درباره نیرویی که در حال عملیات علیه شماست و در فکر براندازی است، نمیتوان به سادگی صحبت کرد و توضیح داد. منافقین شعار براندازی میدهند و مثلاً در روابط بینالمللی و ارتباط با دیگر کشورها و یا برجام کشور تصمیم گرفته به نتیجهای برسد اما منافقین و سلطنت طلب ها جزو گروه هایی هستند که بیشترین تلاش و لابی را میکنند تا امکان تفاهم برقرار نشود چراکه فکر میکنند ممکن است منفعتی به ایران برسد یا خطری از ایران کم شود.
*توضیح ما برای زمانی است که منافقین از پای درآمده باشند
در حال حاضر موضوع منافقین چنین وضعیتی است، دشمنان از اینها مایوس نشده و باید مراقب بود لذا توضیح ما باید برای زمانی باشد که اینها از پا درآمده باشند و دشمنان هم از اینها مایوس باشند و غبار فتنه خوابیده باشد. منافقین آدمهای جنایتکاری هستند و کسی در این شک ندارد.
سال ۹۵ آن فایل صوتی با هدف تخریب آقای رئیسی منتشر شد؟
فایل جدید نبود و در صحبتهای آقای منتظری در سال ۶۷ در مطبوعات لبنان و کویت و بعد در خاطرات دهه ۷۰ منتشر شده است؛ نوار جلسه در راستای یک توطئه و ایجاد هیجان جدید در جامعه منتشر شد والا برای این نبود که موضوع جدید و خبر نویی باشد. همه این حرف ها قبلا منتشر شده بود و هیچ مطلب جدیدی نداشت.
*ادعای منتظری به قبل از مرصاد و محاکمه منافقین باز میگردد
این طور مطرح است که کسانی که فاصله خودشان را از منافقین رسماً اعلام کردند و حتی اگر به دروغ هم گفتند با منافقین ارتباطی ندارند بخشیده میشدند، آیا آقای منتظری این مسائل را نمی دانست که چنین تفکری داشت؟
تاسف بزرگ ما همین است، موضوع آقای منتظری به قبل از مرصاد و محاکماتی که نسبت به برخی از عناصر منافقین پس از آن انجام شد بر میگردد، ایشان متاسفانه تحت تاثیر القائات و برخی از صحبت ها بود. مثلا مطرح شد اگر منافقین تند شدند چون برخوردهای بدی در زندان با آنها شده بود. و هنوز مرصاد اتفاق نیفتاده بود این حرف ها در دفتر آقای منتظری و اطرافیان خود ایشان مطرح بود. پس معلوم است ذهنیتی از قبل پیدا کرده بودند.
*هیچ بد رفتاری با منافقینی که با خشونت ترور کرده و با صدام همکاری داشتند، نکردیم
اما این سؤال هست که ما چه بد رفتاری با منافقینی که با خشونت تمام ترور میکردند و با رژیم صدام همکاری میکردند داشتیم؟ سال ۵۹ منافقین حرکات تند خود را علیه شهید بهشتی شروع کردند، سال ۶۰ که جنگ مسلحانه راه انداختند چه دستگیری از منافقین بود؟ در زندان از اینها نبودند که با آنها بدرفتاری کنیم؛ آنها در زمان اوج جنگ یعنی زمانی که بیشترین سرزمین ما مثل خرمشهر و آبادان در اشغال عراق بود تا نزدیکی شوش آمده بودند، بستان و هویزه به تصرف بعثی ها در آمده بود و مهران و قصر شیرین سقوط کرده بود و خیلی ارتفاعات ما در اختیار عراقی ها بود. جنگ مسلحانه را علیه مردم کشورمان شروع کردند، این اوج جنگ بود و اینها در تاریخ مهم است و اینها را کسی بازگو نمیکند که چه زمانی منافقین با ما جنگیدند. مسئله به این سادگی نبوده که بگوییم دو جوان تحریک شدند و از روی خامی بمب گذاشتند و ترور کردند، بعد بگویید چرا اعدام کردید این چه کاری بود چرا تندروی کردید.
ما درجنگی که به کشورمان تحمیل شده بود و در بدترین شکل بخشی از سرزمینمان اشغال شده بود، مردم کشته و مجروح شده بودند و شهرها خراب، آیا کار منافقین قابل توجیه است که به مردم کشور خود خیانت کنند؟ کدام ملت رضایت می دهد گروهی که مدعی است حتی اگر حقش ضایع شده علیه ملت خود قیام کند تا از داخل هم اوضاع را به نفع دشمن کند؟ این سوال اصلی است. من فکر می کنم آقای منتظری و هرکس دیگری در داخل و خارج باید به این سوال پاسخ دهد چطور می توان عملکرد منافقین علیه ملت ما که اقدام به جنگ مسلحانه کردند را توجیه کرد؟ مگر قبل از آغاز ترورها و جنگ شهری کسی از آنها دستگیر شده بود که با آنها بدرفتاری شده باشد؟ پس قبل از این حرف ها منافقین عملیات را شروع کرده بودند. وقتی ترور می کنید و جنگ مسلحانه می کنید و آتش می زنید و ترور کور می کنید مشخص است هر کسی دستگیر شود اعدام می شود. وقتی دستگیر می شود شما حکم را جاری می کنید. این روند ادامه داشت تا کمک هایی که منافقین به صدام میکردند. فکر کنید نیروی مخالف یک کشور در زمان جنگ در اردوگاه دشمن حضور یابد، چه تعریفی از این نیرو دارید؟
*حتی بنی صدر حاضر نشد با منافقین ادامه همکاری دهد
حتی بنی صدر که چندی پیش فوت کرد در خاطراتش نوشته که وقتی منافقین خواستند با طارق العزیز ملاقات کنند من به مسعود رجوی گفتم خطرناک است، میدانید با چه کسی می خواهید ملاقات کنید؟ بنی صدر حاضر نشد با اینها ادامه همکاری دهد یعنی این میزان وقیح و مشمئز کننده بود که حتی کسی که مخالف بود این چنین در خاطرات خود مینویسد. این حقیقت منافقین است منافقین بعد از همراهی و همکاری با صدام علیه مردم ایران در جریان انتفاضه عراق کلی از شیعیان این کشور را کشتند و خباثت های زیادی انجام دادند، چرا باید به چنین افرادی انسان ترحم کند؟
تاسف ما این است که آقای منتظری در مقابل این مسائل که همان زمان هم مطرح بود هیچ جواب موجه و مطلب قابل دفاعی نداشتند. برای چه باید بگویم منافقین عده ای جوان منحرف هستند؟ جوان منحرف تا زمانی که دست به شمشیر و تیروکمان نبرده منحرف است و تحمل میکنیم، صبر و بردباری پیشه میکنیم و در نهایت قهر میکنیم. وقتی دست به تیروکمان برد وقتی فکر تبدیل به جریان خشن علیه شما شد باز هم می گویید فکر است؟ من نمی دانم آقای منتظری امروز بود به داعش چه میگفت؟ می گفت داعش یک فکر است؟ داعشی ها بسیار متعصبتر از منافقین بودند و هستند، از نظر تقید دینی می گویم. چند سال پیش قرار بود تروری در شیراز در روز قدس انجام بشود و من سخنران روز قدس بودم عامل ترور را که خواسته بودنددستگیر کنند خود را کشته بود. من یادداشت های او را دیدم که اروپایی هم بود. در افغانستان آموزش دیده بود و برای عملیات انتحاری به شیراز آمده بود. فکر می کنم سال ۹۴-۹۳ بود. یادداشت های این جوان را دیدم که آنقدر از جهاد و شهادت و مدارج الهی گفته بود که تعجب می کردید. این کسی که چند روز قبل چند روحانی را در حرم امام رضا شهید کرد کلیپی در این زمینه منتشر کرده که من به دیدار خدا می روم و به درجه قرب الهی می رسم. اینها متعصب هستند، باشند اگر فقط در حد فکر است ولی وقتی دست به اسلحه می برد فکر نیست و این میدان جنگ است و باید با آن جنگید. اگر یک لحظه تردید کنید شما را می زند. یک لحظه تامل کنید اوست که قبل از شما ماشه را می چکاند. شما نباید اجازه دهید ماشه را بچکاند. ما اجازه بدهیم ماشه را بچکاند و بعد بگوئیم مظلوم هستیم تا در تاریخ تقدیر شویم؟ این غلط است.
*به زندانیان منافق ارفاق شد اما به شبکه عملیات برانداز پیوستند
آن زمان کسانی که در زندان بودند حکم داشتند و به آنها به شرطی که رفتار مناسب داشته باشند ارفاق شده بود. اما همان آدمها نه تنها اصلاح نشدند بلکه در شبکه عملیات براندازی حضور فعال داشتند یعنی نه برگشته و نه تمکین کرده است.
در خصوص مواجه مرحوم ریشهری با آقای منتظری خاطره ای دارید؟
روابط خیلی خوب نبود. سال آخر کشمکشها یعنی در سال ۱۳۶۷ ایشان دیداری نداشت؛ این موضوعاتی که در رابطه با منافقین وجود دارد، چه خود منافقین و چه در اطراف آن و چه مسائلی که به آقای منتظری مربوط میشود واقعا جزو مسائل عبرت آموز تاریخ ماست که چگونه انسان در تحلیل وضعیت و شناخت موضوع از برخی علائم آشکار و خیلی بین فروگذار و غافل می شود و این حساسیت امام به جا بود و این احساس خطر را کرد که چگونه کشور را در اختیار فردی یا افرادی یا نگاه و تفکری بگذاریم که این میزان ساده، حوادث را تفسیر کند و تحت تاثیر برخی از این شعارها و حرف ها باشد.
دیدگاه تان را بنویسید