جوان: سیاست ورزی علی مطهری سخیف و تفرقه افکنانه است
روزنامه جوان در واکنش به سخنان اخیر علی مطهری نوشت: مثالی از جهلمرکب یک فعال سیاسی است.

روزنامه جوان شهرام دبیری را به خاطر حواشی سفر به قطب، علی لاریجانی را به خاطر اظهاراتش درباره بمب اتم و علی مطهری را به خاطر اینکه گفت رئیس جمهور باید پیشنهاد مذاکره را قبول میکرد؛ سوژههای نوروز امروز امسال دانسته و درباره هر یک شرحی نوشته است.
این روزنامه اصولگرا درباره دبیری و سفر پرحاشیهاش حرف تازهای نزده و مشکلش با علی لاریجانی و طرح بحث بمب اتم هم این است که چرا وقتی «جوان» چنین میگوید مورد نقد بیشتری قرار میگیرد، اما از لاریجانی خیلی انتقاد نشده است.
«جوان» به علی مطهری، اما حسابی تاخته و او سخنان او را فراتر از جهل مرکب، سخیف و تفرقه افکنانه توصیف کرده است.
این روزنامه اصولگرا نوشته: مورد ثانی در این موارد خاص نوروزی اظهارلحیه علی مطهری بود که مثالی از جهلمرکب یک فعال سیاسی است. آنچه او گفت حتی لازم است تا لغتشناسان چیزی فراتر از «جهلمرکب» برای آن بیابند. مطهری گفته «وقتی ترامپ درخواست مذاکره مستقیم داد و هنوز هم لحنش تند نشده بود (!) پزشکیان باید استقبال میکرد و میگفت آماده هستم. حالا «فوقش» رهبری هم بعداً مخالفت میکرد! اما رئیسجمهور باید بگوید من وظیفهام را انجام دادم. ما همش نشستهایم تا ببینیم رهبری چی میگه!» در فهم سخافت اینگونه سیاستورزی تفرقهافکنانه دو جور مخاطب داریم. یکجور که عمق ابتذال این حرف را در لحظه متوجه میشوند که حتی ممکن است طرفداران این حرف هم باشند! یعنی خودشان ابتذال آن را فوری میگیرند ولی خب ابتذال را هم مثل دو چشم خود دوست دارند! دسته دوم حتی با گذشت سالها و تبیین هر روزه هم متوجه عمق ابتذال این حرف نمیشوند. برای هر دو دسته آرزوی بهروزی و سلامتی داریم. از علی مطهری که در جهلمرکب مانده است میگذریم، اما به همفکران نزدیک به ایشان یا کسانی که از گفتههای اینچنینی او خوششان میآید باید گفت نباید به این وضوح «مسئله» خود را آشکار کنید. مسئله شما ایران و وطن و مردم نیست. وگرنه چارهاندیشی اینگونه نیست. یعنی همانگونه که مطهری هم مقصود اصلیاش را فاش کرده که «یک رئیسجمهور اصلاحطلب نباید با یک رئیسجمهور اصولگرای تندرو (در واکنش به پیام ترامپ) فرقی نداشته باشد»، شما هم نشان دادهاید که مسئله اصلی شما رسیدن جناحتان به قدرت و بعد خوردن اعضا و جوارح قدرت تا انتهاست و این وسط نه وطن و نه مردم هیچ اهمیتی ندارند. وگرنه عقلسلیم و فهم عرفی به هر فعال سیاسی میگوید اگر حتی قانوناساسی اختیار تعیین سیاستخارجی را به رهبری نداده بود، در شرایط جنگی و تهدید دشمن نباید بگوییم رئیسجمهور حرف خودش را بزند، فوقش رهبری هم مخالفت کند. بهنظر میرسد برخی در داخل تلاش میکنند اکنون که ترامپ در تمامی رجزخوانیهایش از تعرفههای اقتصادی علیه جهان، تا ایالتخواندن کانادا، اشغال گرینلند و پاناما، اخراج مهاجران، صلح اوکراین و کوچدادن فلسطینیها، مخالفتهای جدی در دنیا دیده ودر هیچ یک توفیق نسبی هم کسب نکرده، کاری کنند که اولین توفیق او در تقابل با ایران باشد! هرچه از این ابتذال بیشتر بگوییم، درجه ابتذالش بیشتر میشود.
دیدگاه تان را بنویسید